روایت صداوسیما از مادورو و ونزوئلا در جهان موازی| چرا تلویزیون همیشه باید دروغ بگوید؟

رویداد ۲۴| در حالی که خبرها و تحلیلهای متنوعی درباره تحولات سیاسی ونزوئلا در رسانههای بینالمللی منتشر میشود و رسانههای معتبر جهانی به قطعیت از دستگیری مادورو و همسرش در یک عملیات نظامی توسط آمریکا خبر دادهاند و حتی گمانه زنیهایی درباره تاریخ دادگاه آنها در آمریکا مطرح میشود، صداوسیما مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است: انکار.
انکارِ آنچه «ادعای سقوط مادورو» خوانده میشود، با زبانی که نه فقط خبر را رد میکند، بلکه پیشاپیش اعتبار منبع خبر را هم زیر سؤال میبرد. اجرای برنامههایی با این رویکرد، از جمله گفتار و لحن مجریانی مانند سحر امامی، نمونهای روشن از سیاست رسانهایای است که سالهاست به الگوی ثابت بدل شده؛ الگویی که در آن، واقعیت نه تبیین میشود و نه به چالش کشیده، بلکه اساساً نفی میشود.
در پوشش تحولات ونزوئلا، صداوسیما بیش از آنکه درگیر روایت دقیق اتفاقات باشد، درگیر منشأ خبر است. هر خبری که از سوی رسانههای غربی یا آمریکایی منتشر شود، پیشاپیش با برچسب «دروغ»، «پروپاگاندا» یا «جنگ روانی» مواجه میشود. در این چارچوب، حتی طرح این ادعا که موقعیت نیکلاس مادورو متزلزل شده یا با بحران جدی مواجه است، نه بهعنوان یک گزاره قابل بررسی، بلکه بهمثابه بخشی از توطئه آمریکا معرفی میشود.
لحن مجری برنامه، بهویژه سحر امامی، در چنین روایتهایی نقش کلیدی دارد. او نه صرفاً خبر را میخواند، بلکه با تأکیدهای کلامی و انتخاب واژهها، مخاطب را به سمتی هدایت میکند که گویی اصل ماجرا نه تحولات ونزوئلا، بلکه دروغپردازی آمریکا است. در این روایت، آمریکا همیشه دروغ میگوید و هر خبری که بوی بحران بدهد، الزاماً جعلی است.
در بسیاری از رسانههای حرفهای، مرز روشنی میان خبر و تحلیل وجود دارد. اما در صداوسیما، مجری اغلب همزمان نقش گزارشگر، مفسر و قاضی را بازی میکند. سحر امامی و مجریانی با سبک مشابه، خبر را چنان روایت میکنند که گویی نتیجهگیری از پیش معلوم است: اگر خبری به ضرر متحدان سیاسی ایران باشد، حتماً دروغ است. این شیوه اجرا، عملاً مجری را به سخنگوی یک موضع سیاسی تبدیل میکند. مخاطب نه با اطلاعات متنوع، بلکه با یک تفسیر بسته روبهرو میشود؛ تفسیری که مجال پرسش یا تردید را از همان ابتدا میبندد.
انکار واقعیت؛ یک سیاست ثابت، نه یک استثنا؛ مسئله ونزوئلا یک مورد خاص نیست. این الگوی رسانهای سالهاست در صداوسیما تکرار میشود؛ از مسائل داخلی گرفته تا رویدادهای بینالمللی. هر جا که واقعیت با روایت رسمی همخوانی ندارد، سادهترین راه انتخاب میشود: انکار.
انکار مداوم واقعیت، شاید در کوتاهمدت برای حفظ یک روایت سیاسی کارآمد به نظر برسد، اما در بلندمدت هزینه سنگینی دارد: فرسایش اعتماد عمومی. مخاطبی که میبیند رسانه رسمی حتی حاضر نیست احتمال بحران یا خطا را بررسی کند، بهتدریج به منابع دیگر رجوع میکند؛ حتی اگر آن منابع خودشان بینقص نباشند. وقتی صداوسیما هر خبری را که خوشایندش نیست «دروغ» مینامد، در عمل مخاطب را به این نتیجه میرساند که برای فهم واقعیت، باید بیرون از این رسانه جستوجو کند. این همان نقطهای است که رسانه رسمی، کارکرد مرجعیت خود را از دست میدهد.
آنچه در برنامههای خبری صداوسیما دیده میشود، صرفاً یک اختلاف نظر سیاسی نیست؛ یک روش است. روشی که در آن، بهجای تحلیل واقعیت، واقعیت حذف میشود. ونزوئلا، آمریکا، مسائل داخلی یا هر موضوع دیگر، فقط مصداقهای مختلف یک سیاست واحدند: انکار بهعنوان راهبرد. راهبردی که هر روز بیش از پیش، فاصله میان رسانه رسمی و جامعه را عمیقتر میکند.





برای اینکه این ماموریت اصلی صدا و سیما (حکومتی است).
دروغگو دشمن خداست
جلیلی وجبلی دشمنان خدا
این رسانه رو گردانندگانش به دقت دارند اداره می کنن
گرداننده صداوسیما حزب پایداری به زعامت آقاتهرانی و صادق محصولی و سعید جلیلی هستند، لطفا به سحر امامی و شریفی مقدم تقلیلش ندین
تیم وحید جلیلی تمام و کمال خواسته های پایداری چی ها رو دارن پیاده سازی می کنن، این اون صورت مسئله اصلی هست وگرنه المیرا شریفی مقدم و سحر امامی این وسط فقط یک بازیگر ساده هستند، لطفا نفرات پشت گوشی های فرمان رو نادیده نگیرید